محمد گل بابا کوثر هم زندگی بابا. کل زندگیم، وجودم خودش می دونه.

محمد عینک منو زده می گه بابا مرد شدم ؟خوش به حالش با چه دیدی از پشت عینک نگاه می کنه دقیقا ما هم همین حس رو داشتیم یادمه وسایل بزرگترها را بر می داشتیم حس غرور بهمون دست می داد وفکر می کردیم بزرگ شدیم ولی وقتی بزرگ شدیم همیشه حسرت وارزوی بچه شدن رو داشتیموداریم ودر آخر چه زود می گذرد.

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت توسط مهدی گلزاری
|
دخترم کوثر .پسرم محمد