طبیعت زیبای تکاب که متاسفانه ...





عاقبت جاده های تکاب
خوبی ها باید روی سنگ حک شوند
دو دوست برای تفریح به ییلاق های خارج از شهر رفتند. در بین راه بر سر زمان استراحت اختلاف نظر پیدا کردند و یکی از آن ها در اثر عصبانیت بر روی دیگری سیلی محکمی زد.آن یکی که سیلی خورده بود سخت آزرده شد، اما بدون آن که چیزی بگوید روی شن های کنار رودخانه نوشت.
عکسهایی ازباغ وحش وپارک ارم تهران قسمت دوم



این عکس خیلی به دلم چسبید

این هم از فیلهایی که تازه اوردند

واین هم زیبا ترین پرنده دنیا

باغ وحش وپارک ارم تهران قسمت اول

محمد در باغ وحش ارم


دخملم از خرگوش خیلی ترسیده بود


تکاب در محاطره تریلی ها
شهرگمشده تکاب در حال حاضربیش از پنجاه معدن فعال دارد که روزانه بیش از 1500تن انواع مواد معدنی شامل سنگ ، خاک وحتی طلااز آن استخراج می شود وکامیونها وتریلی ها روزی صدهاشاید هم هزاران بار توی راههای مواصلاتی تکاب تردد می کنند وگذشته از آن مسائل هیچ در آمدی از تولیدات بی رویه وغیر اصولی از مواد معدنی ،عاید تکاب نمی شود.
به یاد دارم فرماندار محترم تکاب جناب آقای دایی که ارادت خاصی به ایشان دارم فرمودند تکاب در آینده نزدیک دارای کارگاه های طلاو سنگهای تزئینی خواهد شد از بابت این خبر خیلی خوشحال شدم باز این کار می توانست حداقل برای تسکین دردمردم تکاب مسکن موقتی باشدبرای عده ای از جوانان تکاب که شغل مناسب ندارندولی متاسفانه با گذشت چندین ماه هنوز این امر محقق نشده است .


خیابانهای اصلی تکاب دارای مشکلات فراوانی هست دست اندازهای زیاد وخرابی آسفالت خیابانها،که مهمترین دلیل آن سرمای بیش از 30درجه زیر صفردر فصل سرما می باشد.
متاسفانه استفاده بی رویه از نمک برای از بین بردن یخ زدگی خیابانها در فصل سرماوتردد تریلی ها حامل چند تن سنگ و...البته ناگفته نماند مدتی است که این کامیونها وتریلی ها از کمربندی معروف ناتمام تردد می کنند (نوش دارو پس از مرگ سهراب)اینها مهمترین دلایل خرابی آسفالتهای شهرمان هست آیا بهتر نیست بابت این همه ضربه ای که توسط تریلی ها وکامیونها به شهرمان وارد شده حداقل درصدقانونی مالیات وعوارض ازمعادن این شهردریافت شودتا کمک خرجی برای مشکلات تکاب باشد.

آیا وقت آن نشده در خصوص مشکلات فراوان تکاب گامی راسخ برداشته شود بهتر از هرکسی می دانیم شهرستان تکاب علاوه بر توانمنديهاي بالقوه در زمينههاي صنايع دستي و فرش دستباف، وجود آثار باستاني و پتانسيلهاي گردشگري و نيز طبيعت بکر و منحصر بفرد، به علت دارا بودن دو معدن بزرگ طلا يکي از غني ترين شهرهاي کشور از لحاظ سرمايههاي خدادادي و زيرزمينيمی توان گفت همتایی ندارد.

آیا وقت آن نشده در خصوص اخذ مالیات وعوارض از بهره برداران این معادن گام برداشت شاید هم این کار محقق شده وما بی اطلاع هستیم ميبايست فکري به حال تاراج منابع ملي و ثروت خدادادي اين شهر بکنید تا کار از کار نگذشته چراکه با اتمام منابع معدني نه تنها تکاب به توسعهاي قابل انتظارات نخواهد رسيد بلکه بخش اعظمي از طبيعت اين شهرستان به بيابانهاي خشک و بي روح تبديل خواهد شد .
قدیمی ترین عکسهای تخت سلیمان وکوه رسوبی زندان

بقیه عکسها را در ادامه مطلب ببینید جالبه حتما ببینید...
به داد پل تاریخی ساروق تکاب برسید
جناب آقای دکترعلی بیننده با تبریک به جنابعالی به عنوان مدیر جدید پایگاه جهانی تخت سلیمان خاطرم هست فروردین 90 مطلبی در خصوص فرو ریختن بخشی از پل تاریخی ساروق تکاب نوشتم (به داد پل تاریخی ساروق برسید)که بحمدالله جواب داد واین بار هم این پل از جهت دیگر در حال فرو ریختن است از شما مدیر محترم میراث فرهنگی وگردشگری تکاب گمنام خواهشمندم کارشناسان مربوطه از محل مورد نظر بازدید به عمل بیاورند تا کار از کار نگذشته ....
این پل تاریخی مربوط به دوره صفویه بوده که در ۱۵کیلومتری شمال غرب شهرستان تکاب و در مسیر جاده تکاب - شاهین دژ واقع شده است.



مردي از جنس ايثار در گمنامي كامل پرواز كرد
درست
در دومین روز هیاهوی تبلیغات شوراها در سراسر کشور بود که سد احمد
آباد(سدی در شهرستان تکاب دراستان آذربایجان غربی) جان 5 نفر را گرفت و جز
چندخبر کوتاه و گفتگوی کوتاه از مسئولین شهر با سایت های استانی و
روزنامه ایران دیگر کسی به عمق فاجعه نپرداخت حادثه شومی که یک قهرمان
داشت قهرمان غریبی که همچون یک شهید گمنام از میان ما رفت داستان از آنجا
شروع شد«که اعضای 2 خانواده که برای تعطیلات به سد تکاب رفته بودند که
الناز 22 ساله برای شنا داخل آب سد میرود و دقایقی نگذشته بود که همه با
شنیدن فریادهای کمکخواهی این دختر وحشتزده خود را به کنار سد میرسانند و
حیرتزده دیدند الناز در حال دست و پنجه نرم کردن با مرگ است.
اکبر 25 ساله برادر الناز نخستین کسی بود که برای نجات جان خواهرش به آب سد شیرجه زد. خیلی
زود امیدها کمرنگ شدند و همه با چشمانی وحشتزده دیدند از خواهر و برادر
اثری نیست. این بار برادر 18 ساله به نام اصغر برای نجات جان خواهر و برادر
دیگرش خود را به آب سد انداخت اما انگار سرنوشت غمناکی برای این برادران و
خواهر نگون بخت رقم خورده بود و آنان گرفتار آب سد شده بودند
برادرشوهر الناز وقتی دید که اعضای خانواده عروسشان همه اسیر آب سد شدهاند
وی نیز برای نجات آنان خود را به آب انداخت و دقایقی بعد این مرد به خاطر
بیاحتیاطی و آشنا نبودن با فنون شنا مانند دو برادر و خواهر در آب سد تکاب
غرق شد. سمیرا و مریم هاشمی 17 و 16 ساله نیز در آب سد دست و پا میزدند
که یک مرد روستایی به نام محمد رحیمی که 35 ساله بود فرشته نجات آنان شد و
توانست هر دو خواهر را زنده از آب بیرون بکشد اما این مرد فداکار خود اسیر
سد مرگ شد و از پای درآمد»ـ. این تنها خبر کاملی بود که از این حادثه شوم توسط روزنامه ایران منتشر شد.
و بعد از آن دیگر هیچ رسانه ای به پوشش این خبر نپرداخت . حرکت
جوانمردانه محمد رحیمی جوان 35 ساله در شادی حماسه ملی گم شد و فرزندان
کوچک این قهرمان در انتظار بازگشت پدر هر روز را به شب انتظار می کشند .
اگر محمد رحیمی در تهران زندگی می کرد چقدر رسانه ها به پوشش این خبر می
پرداختند به راستی چرا رسانه ها و سایت های ما و حتی رسانه ملی ما حرکت های
این ایثارگران را به دنیا مخابره نمی کنند .
چرا دیگر در کتاب های
درسی ما نام افرادی همچون ریزعلی ها دیگر به چشم نمی خورد آیا وقت آن
نشده که بابت کوتاهی نسبت به تقدیر و تشکر از این خانواده ها کاری انجام
بدهیم . امید عباسی در پایتخت زندگی می کرد روحش شاد نامش در همه جا طنین
انداز شد ولی فردی همچون محمد رحیمی کسی که جان دو نفر را نجات داد و
برای نجات دادن سومی دوباره به آب زد برای همیشه گمنام ماند چرا باید
غریب بماند آنهم از یک شهر محروم . به جای اینکه بیاییم جومونگ ها و پطروس
کبیرها را بزرگ کنیم بیاییم یادی از محمد رحیمی ها و امید عباسی ها بکنیم
که بتوانیم حس انسان دوستی عشق صداقت و یک رنگی را در جامعه ترغیب کنیم
افرادی که نه برای مال و نه برای کسب شهرت جان خود را فدا کردند آری آنها
فقط برای انسانیت و شرمنده نبودن در درگاه خدواند بزرگ این کار را انجام
دادند. نمی دانم عظمت و ایثار این مرد را با چه واژه هایی بیان کنم به
راستی چگونه توانستی مرگ را مغلوب خود کنی و چگونه درس مردانگی و استقامت
را بدون حرف زدن به ما یاد دادی .
آری مسئولین عزیز بیاییم یا د
این دهقان فداکار این کشاورز زحمتکش که به خاطر نجات جان دو انسان فرزندان
خود را یتیم کرد نگاه داریم و با نامگذاری کوچه یا خیابانی به نام او درس
قهرمان پروری را به مردم بیاموزیم بیایم به جای اینکه ستاره سازی کنم .
این ستاره های گمنام را از خاموشی دربیاوریم و به آنها بگوییم که ما هستیم و راه شما را ادامه خواهیم داد. محمد رحیمی رفت رفت که شاید انسانیت و گذشت هیچ وقت نمیرد او رفت تا جامعه از دهقان فداکار خالی نماند. او یک قهرمان بود و همیشه هم قهرمان خواهد ماند روحش شاد
منبع:http://ketab-89.blogfa.com/post-1149.aspx




دخترم کوثر .پسرم محمد