یاد با آنکه مرایاد آموخت
فاش آنلاین ـ یحیی حمدی: پیش تر همراه با دوست فاضلم علی جریده بیدگلی گفتگویی داشتم با استاد دکتر سید یحیی یثربی که در دوره سردبیریم در ماهنامه مشق عشق چاپ شد با اینکه نام دکتر یثربی برای ما تکابی ها آشناست اما تقریبا فقط در همین آشنایی مانده ایم نه کتابی از ایشان در شهر ما یافت می شود و نه در مجامع ما از ایشان حضوری! با خواندن این گفتگو احتمالا کتاب های ایشان را طلب خواهید کرد پس بفرمایید:
مقدمه نوشتن اصولا کار سختی است چه رسد به اینکه برای استاد سید یحیی یثربی باشد او می گوید:
ײمن در سال 1320 در روستای چراغ تپه سفلی از توابع شهرستان تکاب در آذربایجان در یک خانواده فقیر متولد شدم ،من یک ساله بیشتر نبودم که پدرم فوت کرد،پدر بزرگم زنده بود ،پدرم تنها بچه ی او بود ،ومن هم تنها بچه ی پدرم،در نتیجه یک سید پیری ماند بدون فرزند و نوه یکساله دارد آن هم به چه دردش می خورد من به مکتب خانه رفتم و به این شرط گذاشتند من درس بخوانم که دعا نویس شوم ،درس خواندم و دعا نویس شدم.مشتری خوبی هم در آنجا داشتم ولی به مکتب خانه رفتم و ادامه دادم ײ و ادامه این راه پر فراز و نشیب را در طول مصاحبه بیشتر خواهید خواند او از سال 1362 به عنوان هیئت علمی در دانشگاههای کشور مشغول به کار شد، از ایشان 5 پزوهش 30 کتاب و دهها مقاله چاپ شده است و چند کتاب نیز آماده چاپ دارد و اکنون استاد بازنشسته دانشگاه علامه طباطبایی است، با روی باز در منزلش از ما استقبال می کند تا ما را می شناسد می گوید: من برای شهدا و آنهایی که از کلاس من رفتند به یاد آنها مجموعه ی عرفانی نوشتم به نام از راه تا راز سه دفتر چاپ کرده بودم و دفتر چهارم را به احساسات بچه ها در جبهه ها اختصاص دادم آنچه در ادامه می خوانید حاصل این گفتگوست
از اساتیدتان برای ما می فرمایید؟
از اساتید روستای من که میرزاهای روستا بودند مرحوم میرزا عباس ((منظوراستاد ،میرزا عباسعلی گلزاری چراغ تپه می باشد که پدر بزرگ بنده می باشد))

منبع:فاش آنلاینhttp://takabpress.blogfa.com/post-440.aspx










دخترم کوثر .پسرم محمد