X
تبلیغات
تکاب شهر گمشده
نماينده مردم مياندوآب، شاهين دژ و تکاب در مجلس، از وضعيت خطرناک استفاده از سيانور در استخراج طلا و نشت آن به آب‌هاي زيرزميني در معدن تکاب خبر داد و گفت: متأسفانه نهادهاي مربوط بر اين مسئله نظارت ندارند و اين موضوع سلامت افراد منطقه را به خطر انداخته است

منبع خبر:قطر

http://www.ghatreh.com

۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۰

 



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390 | | نویسنده : مهدی گلزاری چراغ تپه |
عملیات احداث سد مخزنی ساروق از سال 82 آغاز شد. این سد از نوع سنگریزه‌ای با هسته رسی است که وسعت حوضه آن 5/332 کیلومترمربع و حجم آب تنظیمی آن 8/51 میلیون مترمکعب است و حجم مخزن این سد 40 میلیون مترمکعب است ولی اکنون پس از گذشت چند ماهی از افتتاح این سد شاهد کم آب شدن آن هستیم در عکس زیر می بینیم چقدر آب این سد پائین رفته آیا در این موقعه سال که شاهد باران فراوانی بودیم این کار صحیح است که مسئولین محترم آبفا نسبت به باز نمودن سد کرده اند اگر این چنین نیست چرا آب این سد این قدر کم شده لطفا بنده را راهنمایی کنید با سپاس



تاريخ : شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390 | | نویسنده : مهدی گلزاری چراغ تپه |
چندی پیش که به تکاب رفته بودم با پدر خانمم برای پیدا کردن قارچ به تخت سلیمان رفتیم نزدیکی تخت سلیمان با صحنه ای ناراحت کننده ای مواجه شدم عکس زیر بیان گر این مساله است  



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390 | | نویسنده : مهدی گلزاری چراغ تپه |
اعتراض های کارگران اخراجی دومین کارخانه ی طلای کشور همچنان ادامه دارد

 

کارگران اخراجی دومین کارخانه استحصال و فرآوری طلای در آق دره تکاب برای دومین بار طی ده روز گذشته تجمع اعتراض آمیز برگزار کردند.

به گزارش آینانیوز از تکاب،این کارگران بعد از ظهر روز پنج شنبه پانزدهم اردیبهشت ماه جاری با تجمع در مقابل درب ورودی کارخانه ی طلای آق دره تکاب در 30 کیلومتری این شهرستان نسبت به اخراج خود از کار و عدم پاسخگویی مسوولان کارخانه اعتراض نمودند

منبع :آینانیوز http://ainanews.com/Default.aspx?tabid=1298&articleType=ArticleView&articleId=291515



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390 | | نویسنده : مهدی گلزاری چراغ تپه |

مژده به همشهریان محترم:

پل تاریخی ساروق تکاب بازسازی ومرمت شد

این پل تاریخی مربوط به دوره صفویه بوده که در ۱۵کیلومتری شمال غرب شهرستان تکاب و در مسیر جاده تکاب - شاهین دژ واقع شده است.بنده فکر میکنم از اولین نفرات بود م که خبر تخریب آن را به گوش مسئولین رساندم از این بابت خوشحالم نمایندگی اداره میراث فرهنگی وگردشگری تکاب از شماهم سپاسگزارم  

قدمت این پل را در ادامه مطلب ببینید....



تاريخ : پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390 | | نویسنده : مهدی گلزاری چراغ تپه |

كارگران و كاركنان اخراجي كارخانه‌ي طلا آقدره تكاب در حاليكه از نامه نگاري‌هاي متعدد به مسئولان محلي و استاني جهت رسيدگي به مشكلات شغلي و آسيب‌هاي جسمي و رواني خود نتيجه‌اي نگرفتند بر آن شدند تا صداي اعتراض خود را به رهبر معظم انقلاب برسانند.

اين كارگران در نامه‌اي كه در پارچه‌اي طويل نگاشته شده بود و به امضاي قريب به اتفاق آنان رسيده است از مقام معظم رهبري تقاضاي صدور دستور رسيدگي به وضعيت پيش آمده كردند.

در بخش‌هايي از اين نامه آمده است:«كارگران و كاركنان اخراجي كارخانه طلاي آقدره تكاب كه به مدت هشت سال در اين كارخانه مشغول به كار بوده‌ايم اكنون به انواع بيماريها مبتلا گشته و اعضاي بدنهايمان با انواع سموم شيمياي دست و پنجه نرم مي‌كند»

در اين نامه چنين ذكر شده است:«كارخانه طلاي آقدره تكاب در حالي به تخريب طبيعت و نابودي اكوسيستم محيط زيست اقدام نموده كه ابتلاء كارگران به بخارات انواع سموم شيمايي در برخي موارد منجر به لطمات جبران‌ناپذيري براي كارگران شده است».

امضاء كنندگان اين نامه تأكيد كرده‌اند:« در اين كارخانه جهت استحصال و فرآوري طلا روزانه 4 تن سيانور ، 6 تن انواع مواد سمي ديگر روانه منطقه و طبيعت تكاب نموده و عوارض آن گريبانگر كارگران شده و سلامتي آنان را به خطر انداخته است.»

در اين نامه همچنين به اهميت رسيدگي به شيوه فعاليت و نحوه استحصال ، استخراج و فرآوري طلا در كارخانه‌ي طلاي پويا زركان آقدره تكاب و استفاده و استخراج غير اصولي از قسمت‌هاي پرعيار معدن  طلاي آقدره تكاب تأكيد شده است.

لازم به ذكر است كارخانه استحصال و فرآوري طلاي پويازركان از سال 1383 در جوار معدن طلاي آق دره تكاب به عنوان  دومين معدن طلاي كشور با ظرفيت توليد سالانه 2/2 تن طلا با عيار 3 گرم در تن آغاز به كار نموده كه كه با تعطيلي آن و توقف فعاليت معدن بيش از ششصد نفر از كارگران و كاركنان آن شغل خود را از دست داده‌اند.

هم اكنون بيكاري كارگران ، وضعيت جسمي ، رواني و تهديد سلامتي آنان و نيز شيوه استحصال اصولي و بي توجهي كارخانه‌‌ي طلاي آق دره به بهره‌برداري با موازين قانوني به مسئله اصلي معترضان به فعاليت آن تبديل شده است.

 

 امير خالق نژاد(خبرنگار آینانیوز-تکاب)



تاريخ : شنبه دهم اردیبهشت 1390 | | نویسنده : مهدی گلزاری چراغ تپه |
تجمع کنندگان خواستار توقف كامل فعاليت استحصال و فرآوري طلا تا زمان رسيدگي به وضعيت شغلي و جسمي خود شدند

جمعي از كارگران و كاركنان اخراجي كارخانه استحصال و فرآوري طلاي پويازركان آق دره تكاب پيش از ظهر روز یکشنبه چهارم اریبهشت ماه در مقابل درب ورودي و حياط فرمانداري اين شهرستان تجمع اعتراض آميز برگزار كردند

اين كارگران كه چند روز پيش به علت آنچه كه تعطيلي كارخانه طلاي آقدره اعلام شده بود شغل خود را از دست داده‌اند و با برگزاري اين تجمع خواستار رسيدگي به وضعيت خود شدند .

تجمع ‌كنندگان خواستار توقف كامل فعاليت استحصال و فرآوري طلاي آق دره تكاب تا زمان رسيدگي به وضعيت شغلي و جسمي خود و اطمينان از سلامتي كارگران شدند.

پيش‌تر مدير عامل كارخانه فرآوري و استحصال طلاي آقدره تكاب از تعطيلي كارخانه به علت نقص فني و شكستگي يكي از قطعات اصلي آن خبر داد و به همين دليل بيش از 95 در صد كارگران و كاركنان اين كارخانه شغل خود را از دست داده‌اند.

تجمع كنندگان در حالي از تداوم بيكاري و اخراج خود اظهار نارضايتي مي‌كنند كه به گفته آنان فعاليت بخش‌هايي از كارخانه با تعدادي از كاركنان همچنان ادامه دارد

 



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه دهم اردیبهشت 1390 | | نویسنده : مهدی گلزاری چراغ تپه |
روی نوشته کلیک کنید

عکسهای قبل وبعد از زلزله ژاپن



تاريخ : دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390 | | نویسنده : مهدی گلزاری چراغ تپه |

جغدي روي كنگره‌هاي قديمي دنيا نشسته بود. زندگي را تماشا مي‌كرد. رفتن و رد پاي آن را. و آدم‌هايي را مي‌ديد كه به سنگ و ستون، به در و ديوار دل مي‌بندند.

جغد اما مي‌دانست كه سنگ‌ها ترك مي‌خورند، ستون‌ها فرو مي‌ريزند، درها مي‌شكنند و ديوارها خراب مي‌شوند. او بارها و بارها تاج‌هاي شكسته،   غرورهاي تكه پاره شده را لابه‌لاي خاكروبه‌هاي قصر دنيا ديده بود. او هميشه آوازهايي درباره دنيا و ناپايداري‌اش مي‌خواند؛ و فكر مي‌كرد شايد پرده‌هاي ضخيم دل آدم‌ها، با ا ين آواز كمي بلرزد.

روزي كبوتري از آن حوالي رد مي‌شد، آواز جغد را كه شنيد، گفت:« بهتر است سكوت كني و آواز نخواني. آدم‌ها آوازت را دوست ندارند. غمگينشان مي‌كني. دوستت ندارند. مي‌گويند بديمني و بدشگون و جز خبر بد، چيزي نداري.»

قلب جغد پيرشكست و ديگر آواز نخواند.

سكوت او آسمان را افسرده كرد. آن وقت خدا به جغد گفت:« آواز‌‌خوان كنگره‌هاي خاكي من! پس چرا ديگر آواز نمي‌خواني؟ دل آسمانم گرفته است.»

جغد گفت:« خدايا! آدم‌هايت مرا و آوازهايم را دوست ندارند.» خدا گفت:« آوازهاي تو بوي دل كندن مي‌دهد و آدم‌ها عاشق دل بستن‌اند. دل بستن به هر چيز كوچك و هر چيز بزرگ. تو مرغ تماشا و انديشه‌اي! و آن كه مي‌بيند و مي‌انديشد، به هيچ چيز دل نمي‌بندد؛ دل نبستن سخت‌ترين و قشنگ‌ترين كار دنياست. اما تو بخوان و هميشه بخوان كه آواز تو حقيقت است و طعم حقيقت تلخ.»

جغد به خاطر خدا باز هم بر كنگره‌هاي دنيا مي‌خواند. و آن كس كه مي‌فهمد، مي‌داند آواز او پيغام خداست كه مي‌گويد:« آن چه نپايد، دلبستگي را نشايد.»

برگرفته از وبلاگ دوست عزیزمان به نشانی:http://arzhang53.blogfa.com




تاريخ : یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390 | | نویسنده : مهدی گلزاری چراغ تپه |